دیگرش هرگز نخواهم دید!!!

تا امروز مورخه شنبه بیست و هشتم مهر من یه بارون ندیدم!نه که نبارید بلکه وقتی بارید که من زیر سقف آسمون نبودم!

یعنی هروقت از بیرون برمیگشتم خابگا بارون میبارید،از خابگاه برمیگشتم خونه  این شهر بارونی میشد،از خونه میومدم خابگاه 

شهرخودم بارون میومد.خلاصه اینکه تا این لحظه مهر پُر مهر من یه بارون حسابی رو تجربه نکردم!!!!

و فرصت نشده بارونی قشنگی رو اوردم بپوشم
منبع این نوشته : منبع
بارون ,عاشق ,هرگز نخواهم